فرآیند مدیریت جریان تولید
فرآیند تولید بر اساس پیش بینی های انجام شده به تولید و آماده سازی محصولات می پردازد. فرآیند تولید برای پاسخگویی به تغییرات بازار باید انعطاف پذیر باشد و فرآیند سفارشی سازی گسترده نیز در آن اجرا می شوند. هم چنین تغییر در فرآیند جریان تولید موجب کاهش مدت زمان مورد نیاز شده و این برای مشتری به معنای پاسخگویی بهتر و نتیجه بخش بودن تقاضا است. اقدامات مربوط به برنامه ریزی، زمان بندی و پشتیبانی از فرآیند تولید عبارتند از: ذخیره سازی در حین تولید، رسیدگی، حمل و نقل، زمان بندی اجزا، تهیه فهرست موجودی در محل تولید و حداکثر انعطاف پذیری ممکن در رابطه با سازماندهی تاخیرهای مربوط به فرلیند تولید و عرضه.(لامبرت و همگاران،۲۰۰۴).
عرضه کالا
این مقوله به ارائه خدمت یا محصول تکمیل شده به مشتری می پردازد. در این فرآیند، مشتری مقصد نهایی کانال بازاریابی بوده و به دسترسی به محصول یا خدمت بخشی از فرایند بازاریابی است. به علاوه در فرآیند عرضه کالا، زمان و مکان خدمات مشتری به بخش جدایی ناپذیر فرآیند بازاریابی تبدیل شده و در نتیجه یک کانال بازاریابی را با مشتری مرتبط می سازد( برای مثال تولید کننده، عمده فروش و خرده فروش را به مشتری مرتبط می کند).
واگذاری/ مشارکت
این فرآیند فقط شامل واگذاری مرحله آماده سازی مواد و اجزا نبوده بلکه در برگیرنده خدماتی بوده که در گذشته به صورت داخلی ارائه می شدند. استدال موجود در این روش به این صورت بوده، که شرکت بیش از پیش در زنجیره ارزش ها بر عملکرد های متمرکز می شود که مزیت خاصی داشته و سایر امور را واگذار می کند. چنین اقدامی در مراحل تهیه و توزیع دیده می شود که در آن ها حمل و نقل، ذخیره سازی و کنترل انباربیش از پیش به افراد متخصص یا شرکاء واگذار می شود. به علاوه مدیریت و کنترل این مجموعه از شرکاء و عرضه کنندگان به ترکیبی از مشارکت مرکزی و محلی نیاز دارد.
بنابراین تصمیمات راهبردی باید به صورت مرکزی و با نظارت و کنترل عملکردی عرضه کنند گان و ارتباط روزه مره با شرکاء انجام شود که به بهترین نحو ممکن به صورت محلی مدیریت می شود.
سنجش نحوه عملکرد
کارشناسان دریافتند که بین ادغام مشتری و تامین کننده، و سهم بازار و میزان سود رابطه محکمی وجود دارد. استفاده از توانایی های تامین کننده و تاکید بر دورنمای بلندمدت زنجیره تامین در روابط مشتری می تواند به نحوه عملکرد شرکت مربوط باشد. در حالی که اهمیت مهارت های مدیریتی در رابطه با ایجاد و حفظ مزایای رقابتی رو به افزایش بوده. اقدامات مدیریتی نیز از اهمیت بیشتری برخودار شده اند. زیرا تفاوت بین اقدامات سود آور و غیر سود آور بسیار ضعیف شده است. آقای کناریی (۱۹۹۸)این طور عنوان کرده که شرکت هایی که به سنجش جامع نحوه عملکرد می پردازند میزان بازده کل را افزایش می دهند. برطبق نظر کارشناسان، اطلاعات داخلی جمع آوری و برررسی شده توسط شکرت عبارتنداز :
هدف اصلی مدیریت زنجیره تامین بهبود اعتماد و همکاری در بین شرکاء در زنجیره تامین است تا بدین گونه قابلیت تحت نظر داشتن موجودیها و سرعت تبادل آنها افزایش یابد.RFID روشی برای شناسایی اتومایتک است که متکی بر جمع آوری و بازیابی اطلاعات از راه دور از طریق ابزاری به تگ(برچسب) است که برای شناسایئی به اشیاء متصل می شود و از طریق امواج رادیوئی فعالیت می کند . و از این طریق به بهینه شدن مدیریت زنجیره تامین کمک می کند.بنابراین هدف اصلی این تحقیق را می توان بررسی علل عدم بکارگیری RFIDدر بهبود مدیریت زنجیره تامین عنوان نمود.
در شرایطی که نیاز به کاهش هزینه ها در زنجیره تامین، سازمانها را برای تحت کنترل داشتن فرآیند حرکت موجودیها در داخل و خارج سازمان به تکاپو انداخته، تکنولوژی RFID به عنوان یک توانمند ساز در خدمت زنجیره تامین قرار گرفته است. و می تواند مدیریت زنجیره تامین را از ایجاد و پیگیری و توزیع محصولات، مواد اولیه و کالاهای نیم ساخته اگاه سازد.
| تمام سازمانها و موسسات می توانند از این فناوری برای بهبود فرایند های مدیریت زنجیره تامین از این فناوری بهره گیرند به شرطی که ابتدا به برری میزان آمادگی سازمان خود برای استقرار آن بپردازند و شرایط لازم مدیریتی و زیر ساختی را تامین سازنند. |

مدیریت زنجیره تامین
مفهوم SCM2.0 که از فرآیند جهانی سازی و تخصصی سازی نشات گرفته به توصیف تغییرات زنجیره تامین و تکامل فرایند ها، روش ها و ابزار مدیریت زنجیره تامین در دوره جدید می پردازد.
Web 2.0 شیوه ای در زمینه استفاده از شبکه گسترده جهانی بوده که هدف آن افزایش میزان خلاقیت، به اشتراک گذاری اطلاعات و همکاری کاربران است. ویژگی اصلی آن کمک به بررسی حجم گسترده ای از داده برای یافتن اطلاعات و همکاری کاربران است. این یعنی مفهوم گذرگاه و SCM2.0 از این مفهوم در زنجیره تامین استفاده می کند. این مسیری به سوی نتایج SCM است. ترکیبی از فرآیند ها، روش ها، ابزار و نحوه عرضه به منظور هدایت سریع شرکت ها به سمت نتایج مورد نظرشان. زیرا عواملی مانند اثرات رقابت جهانی، در نظر گرفته شدن قیمت به عنوان مبنای رقابت، قیمت تصاعدی نفت، عمر کوتاه مدت محصولات، تخصصی سازی گسترده، واگذاری کار به دیگر شرکت های داخلی یا خارجی و کمبود مهارت موجب افزایش سرعت و پیچیدگی زنجیره تامین می شوند.
ادغام فرآیند تجاری زنجیره تامین
یک مدیریت زنجیره تامین نیازمند تغییر از مدیریت عملکرد فردی افراد به ادغام عملکرد ها در فرآیند های اصلی زنجیره تامین می باشد. در اینجا یک مثال را مطرح می کنیم: بخش خرید، سفارشات خود ار به صورت نیازمندی هایی مطرح می کند. بخش بازاریابی به در خواست مشتری پاسخ داده، با چند عرضه کننده و خرده فروش در ارتباط بوده و تلاش می کند تا این درخواست را اجرا کند. تنها با ادغام فرآیند می توان از اطلاعات به اشتراک گذاشته شده بین اعضای زنجیره تامین استفاده نمود(ویکی پدیا،۲۰۰۸).
ادغام فرآیند تجاری زنجیره تامین عبارت است از: همکاری خریدار و عرضه کننده، تولید مشترک محصول و اطلاعات و سامانه های مشترک. ایجاد یک زنجیره تامین یکپارچه به تبادل مداوم اطلاعات نیاز داشته که این نیز به نوبه خود به تولید بهترین محصول کمک می کند. با این وجود مدیران بسیاری از شرکت ها به این نتیجه رسیده اند که بهینه سازی تولید یک محصول بدون استفاده از روش فرآیند در رابطه با تجارت امکان پذیر نیست فرآیند های اصلی زنجیره تامین که توسط لامبرت مطرح شده اند عبارتند از:
مدیریت روابط مشتری
مدیریت خدمات مشتری
مدیریت تقاضا
انجام سفارشات
مدیریت جریان تولید
مدیریت روابط عرضه کننندگان
تولید و تجاری سازی محصول
مدیریت درآمد
می توان تعدادی دیگر از فرآیند ای تجاری زنجیره تامین را نیز به موارد مطرح شده توسط لامبرت اضافه نمود، برای مثال:
مدیریت خدمات مشتری
آماده سازی
تولید و تجاری سازی محصول
مدیریت و پشتیبانی از جریان تولید
عرضه کالا
واگذاری و مشارکت
سنجش نحوه عملکرد(لامبرت و همگاران،۲۰۰۴).
فرآیند مدیریت خدمات مشتری
فرآیند مدیریت روابط مشتری با ارتباط موجود بین سازمان و مشتری آن سر و کار دارد. بخش خدمات مشتری منبعی از اطلاعات مربوط به مشتری را ارائه داده و بر اساس فرآیند تولید و عرضه شرکت اطلاعاتی را در مورد تاریخ های احتمالی و دسترسی به محصولات در اختیار قرار می دهد. سازمان های موفق در مورد روابط مشتری از تمهیدات زیر استفاده می کنند:
تعیین اهدافی که سازمان و مشتری بر سر آن به توافق رسیده اند
ایجاد و حفظ رابطه دوستانه با مشتری
ایجاد احساس مثبت در سازمان و مشتری(ویگی پدیا،۲۰۰۸).
فرآیند آماده سازی
عرضه کنندگان با استفاده از طرح های راهبردی از مدیریت تولید و توسعه محصولات جدید پشتیبانی می کنند. در شرکت هایی که فعالیت به صورت بین الملی انجام می شود یافتن منابع نیز باید بر اساس مبنای جهانی صورت گیرد. نتیجه مطلوب، یک رابطه برد- برد بوده که در آن هر دو طرف سود برده و مدت زمان طراحی و تولید محصول کاهش پیدا می کند. به علاوه عمل خرید نیز باعث بوجود آمدن سامانه های ارتباطی سریعی مانند سامانه تبادل الکترونیکی داده ها و ارتباط اینترنتی برای تبادل هرچه سریع تر نیازمندی ها می شود. اقدامات مربوط به دریافت محصول و مواد از عرضه کنندگان خارجی نیازمند برنامه ریزی درمورد منابع، یافتن منابع عرضه، مذاکره، ارائه سفارش، انتقال کالا به داخل شرکت، ذخیره سازی، مدیریت و تضمین کیفیت می باشد. بسیاری از این اقدامات به هماهنگ سازی با عرضه کننده در رابطه با برنامه ریزی، تداوم عرضه، داد و سیتد تامینی و تحقیق در مورد منابع یا برنامه های جدید نیاز دارند(ویکی پدیا،۲۰۰۸).
تولید و تجاری سازی محصول
در اینجا مشتری و عرضه کننده باید در فرآیند تولید محصول با یکدیگر همراه شوند تا مدت زمان داد و ستد کاهش پیدا کند. از آنجائیکه عمر مفید محصولات رو به کاهش بوده محصولات مناسب باید در مدت زمان کوتاه تری عرضه شوند تا قابلیت رقابت خود را حفظ کنند. مدیران فرآیند تولید و تجاری سازی محصول باید اقدامات زیر را انجام دهند:
هدف اصلی مدیریت زنجیره تامین بهبود اعتماد و همکاری در بین شرکاء در زنجیره تامین است تا بدین گونه قابلیت تحت نظر داشتن موجودیها و سرعت تبادل آنها افزایش یابد.RFID روشی برای شناسایی اتومایتک است که متکی بر جمع آوری و بازیابی اطلاعات از راه دور از طریق ابزاری به تگ(برچسب) است که برای شناسایئی به اشیاء متصل می شود و از طریق امواج رادیوئی فعالیت می کند . و از این طریق به بهینه شدن مدیریت زنجیره تامین کمک می کند.بنابراین هدف اصلی این تحقیق را می توان بررسی علل عدم بکارگیری RFIDدر بهبود مدیریت زنجیره تامین عنوان نمود.
در شرایطی که نیاز به کاهش هزینه ها در زنجیره تامین، سازمانها را برای تحت کنترل داشتن فرآیند حرکت موجودیها در داخل و خارج سازمان به تکاپو انداخته، تکنولوژی RFID به عنوان یک توانمند ساز در خدمت زنجیره تامین قرار گرفته است. و می تواند مدیریت زنجیره تامین را از ایجاد و پیگیری و توزیع محصولات، مواد اولیه و کالاهای نیم ساخته اگاه سازد.
| تمام سازمانها و موسسات می توانند از این فناوری برای بهبود فرایند های مدیریت زنجیره تامین از این فناوری بهره گیرند به شرطی که ابتدا به برری میزان آمادگی سازمان خود برای استقرار آن بپردازند و شرایط لازم مدیریتی و زیر ساختی را تامین سازنند. |

مدیریت زنجیره تامین نگرشی چند جانبه به برای مدیریت حرکت مواد به سمت یک سازمان، پردازش داخلی مواد و ایجاد کالای نهائی و حمل کالاهای نهائی از سازمان به سمت مشتری نهائی است، در سازمان هائی که کوشش می کنند تا بر روی شایستگی حیاتی خود تمرکز نمایند و بیش از پیش منعطف باشند، سعی بر کاهش مالکیت بر منابع و کانال های توزیع مواد اولیه دیده می شود. این نقش ها به طور فزاینده ای به سازمان های دیگر که می توانند این فعالیت ها را بهتر و کاراتر و ارزانتر به انجام رسانند برونسپاری می شود. نتیجه این کار افزایش تعداد سازمان هایی است که در ارضاء تقاضای مشتری نقش دراند تا زمانی که کنترل مدیریت بر عملیات روزمره تدارکات کاهش یابد.
کنترل کمتر و شرکاء زنجیره تامین بیشتر مفهوم مدیریت زنجیره تامین را شکل می دهد. هدف از مدیریت زنجیره تامین افزایش اطمینان و هماهنگی در بین شرکاء زنجیره تامین است تا به این گونه پدیداری و سرعت گردش موجودی ها بیشتر شود.
در واقع هدف از مدیریت زنجیره تامین بهبود اعتماد و همکاری در بین شرکاء در زنجیره تامین است تا بدین گونه قابلیت تحت نظر داشتن موجودی ها و سرعت تبادل آنها افزایش یابد.
رقابت سنگین در بازار جهانی امروز، معرفی کالاها با چرخه عمر کوتاه و کوتاه تر و انتظارات بیشتر و بالاتر مشتریان بنگاه های تجاری را مجبور به تمرکز و توجه به زنجیره تامین شان کرده است.
این مساله در کنار رشد روزافزون تکنولوژی ارتباطات و صنعت حمل و نقل( مانند ارتباطات بی سیم، اینترنت و توزیع شبانه روزی کالا) باعث ایجاد انگیزه در رشد و توسعه زنجیره تامین و فنون مدیریت آن شده است. در نتیجه برای کاهش هزینه ها و افزایش سطح کیفی خدمات، استراتژی مناسب زنجیره تامین برای عمل در سطوح مختلف آن به کار گرفته می شود.
فعالیت های زنجیره تامین را می توان تحت عناوین راهبردی، تاکتیکی و عملیاتی گروه بندی نمود:
راهبردی: بهینه سازی راهبردی شبکه زنجیره تامین شامل تعداد، مکان، اندازه انبارها، مراکز و تسهیلات توزیع شراکت راهبردی با تامین کنندگان، توزیع کنندگان و مشتریان،
ایجاد کانال های ارتباطی برای اطلاعات حیاتی و
بهبود عملیات مثل جابجائی محموله ها، تحویل مستقیم و آماد شخص ثالث
هماهنگی طراحی محصول، به گونه ای که محصول فعلی و جدید می توانند به صورت بهینه در زنجیره تامین ادغام می شوند.
مدیریت محموله، زیر ساخت فناوری اطلاعات، برای حمایت از عملیات زنجیره تامین
تصمیمات مربوط به زمان و محل خرید و ساخت کالا
تنظیم استراتژی کلی سازمان با استراتژی تامین
تاکتیکی :
تصمیمات مربوط به قراردادهای منبع یابی و سایر موارد خرید
تصمیمات تولید، شامل قرارداد، محل، برنامه تولید و تعیین فرآیند برنامه ریزی
تصمیمات موجودی، شامل تعداد، محل و کیفیت موجودی ها
راهبرد حمل و نقل، شامل تناوب، مسیر و قرارداد
محک زدن عملیات در مقایسه با رقبا و پیاده سازی بهترین تجربیات در سازمان.
پرداختن به مراحل مهم
عملیاتی:
برنامه ریزی روزانه تولید و توزیع، شامل تمامی گره ها در زنجیره
برنامه ریزی لحظه ای تولید برای هر قسمت تولید در زنجیره تامین
پیش بینی و برنامه ریزی تقاضا، هماهنگی تقاضای همه مشتریان و به اشتراک گذاری آن با تمامی تامین کنندگان
برنامه ریزی منابع، شامل موجودی فعلی و پیش بینی تقاضا باهماهنگی تمامی تامین کنندگان
عملیات رو به داخل، شامل حمل کالا از تامین کنندگان و دریافت موجودی
عملیات تولید، شامل مصرف مواد و جریان کالای تمام شده
عملیات رو به خارج، شامل تمام فعالیت های سفارش دهی و ارسال برای مشتری
انجام سفارش، محاسبه کلیه محدودیت ها در زنجیره تامین شامل تمام تامین کنندگان، تسهیلات تولید، مراکز توزیع و دیگر مشتریان(ویگی پدیا،۲۰۰۸).
هدف اصلی مدیریت زنجیره تامین بهبود اعتماد و همکاری در بین شرکاء در زنجیره تامین است تا بدین گونه قابلیت تحت نظر داشتن موجودیها و سرعت تبادل آنها افزایش یابد.RFID روشی برای شناسایی اتومایتک است که متکی بر جمع آوری و بازیابی اطلاعات از راه دور از طریق ابزاری به تگ(برچسب) است که برای شناسایئی به اشیاء متصل می شود و از طریق امواج رادیوئی فعالیت می کند . و از این طریق به بهینه شدن مدیریت زنجیره تامین کمک می کند.بنابراین هدف اصلی این تحقیق را می توان بررسی علل عدم بکارگیری RFIDدر بهبود مدیریت زنجیره تامین عنوان نمود.
در شرایطی که نیاز به کاهش هزینه ها در زنجیره تامین، سازمانها را برای تحت کنترل داشتن فرآیند حرکت موجودیها در داخل و خارج سازمان به تکاپو انداخته، تکنولوژی RFID به عنوان یک توانمند ساز در خدمت زنجیره تامین قرار گرفته است. و می تواند مدیریت زنجیره تامین را از ایجاد و پیگیری و توزیع محصولات، مواد اولیه و کالاهای نیم ساخته اگاه سازد.
| تمام سازمانها و موسسات می توانند از این فناوری برای بهبود فرایند های مدیریت زنجیره تامین از این فناوری بهره گیرند به شرطی که ابتدا به برری میزان آمادگی سازمان خود برای استقرار آن بپردازند و شرایط لازم مدیریتی و زیر ساختی را تامین سازنند. |

تغییر الگو در قابلیت ردیابی محصول با انتقال از فناوری بارکد به فناوری RFID آغاز شد. این امر به فناوری RFID در برطرف ساختن هرچه سریع تر و بهتر مشکلات ردیابی کمک کرده و از لحاظ اقتصادی، عملکردی، فنی و لجستیکی (پشتیبانی ) بر زیرساخت زنجیره تامین تاثیر گذاشته است(Myerson,2006).
در این بخش به دلایل انتقال از فناوری بارکد به فناروی (RFID) پرداخته می شود. مزیت فناوری RFID نسبت به بارکد و دیگر فناوری های جمع آوری خودکار اطلاعات، قابل اطمینان بودن در محیط های آاوده، مرطوب یا پر سر و صدا و انعطاف پذیری بیشتر در خواندن برچسب ها دریک محدوده پویش وسیع تر است. ما می توانیم این مزایا را به این مساله نسبت دهیم که فناوری بسامد رادیویی(RFID) دارای مزایایی بوده که فناوری بارکد فاقد آن است.
در مقایسه با برچسب های RFID (که به آنها فرستنده های خود کار نیز گفته می شود) که در آنها یک ریز تراشه کوچک رادیویی گنجانده شده، برچسب های بارکد، تکه هایی از کاغذ هستند که قطر خطوط سیاه رنگ آنها با یکدیگر متفاوت است. خوانندگان RFID (که به آنها پویشگر نیز گفته می شود) و پویشگر های بارکد به چهار روش متفاوت، برچسب های ضمیمه شده به کالاها را می خوانند.
اولین تفاوت بدین صورت بوده که پویشگر بارکد، برچسب های چاپ شده ای را می خواند که حاوی اطلاعات شناسایی یک محصول، کالا یا محموله باشد. دومین تفاوت این بوده خواننده RFID یک حوزه بسامد رادیویی را بوجود می آورد تا چند برچسب غیر فعال کرده و یا چند برچسب فعال را بررسی کند. این درحالی بوده که پویشگر بارکد برای برقراری ارتباط با برچسب بارکد فقط از خط دید[۱] استفاده می کند. برچسب های RFID را می توان به صورت یکجا خواند( برای مثال تا ۵۰ برچسب در هر ثانیه) در حالی که در هرزمان می توان فقط یک برچسب بارکد را خواند. برخی از برچسب های RFID، اطلاعات خود را بعد از بسته بندی مجدد کالاها به صورت خودکار تغییر می دهند در حالی که اطلاعات برچسب های بارکد قابل تغییر نیست. به نمودار زیر رجوع کنید:
[۱] Line of Sight
هدف اصلی مدیریت زنجیره تامین بهبود اعتماد و همکاری در بین شرکاء در زنجیره تامین است تا بدین گونه قابلیت تحت نظر داشتن موجودیها و سرعت تبادل آنها افزایش یابد.RFID روشی برای شناسایی اتومایتک است که متکی بر جمع آوری و بازیابی اطلاعات از راه دور از طریق ابزاری به تگ(برچسب) است که برای شناسایئی به اشیاء متصل می شود و از طریق امواج رادیوئی فعالیت می کند . و از این طریق به بهینه شدن مدیریت زنجیره تامین کمک می کند.بنابراین هدف اصلی این تحقیق را می توان بررسی علل عدم بکارگیری RFIDدر بهبود مدیریت زنجیره تامین عنوان نمود.
در شرایطی که نیاز به کاهش هزینه ها در زنجیره تامین، سازمانها را برای تحت کنترل داشتن فرآیند حرکت موجودیها در داخل و خارج سازمان به تکاپو انداخته، تکنولوژی RFID به عنوان یک توانمند ساز در خدمت زنجیره تامین قرار گرفته است. و می تواند مدیریت زنجیره تامین را از ایجاد و پیگیری و توزیع محصولات، مواد اولیه و کالاهای نیم ساخته اگاه سازد.
| تمام سازمانها و موسسات می توانند از این فناوری برای بهبود فرایند های مدیریت زنجیره تامین از این فناوری بهره گیرند به شرطی که ابتدا به برری میزان آمادگی سازمان خود برای استقرار آن بپردازند و شرایط لازم مدیریتی و زیر ساختی را تامین سازنند. |

تکنولوژی ERP برای اصلاح چندپارگی اطلاعات در بین کسب و کار های بنگاه ها طراحی شده است. تا اطلاعات درونی و بیرونی سازمان را یکپارچه نماید(شریف،۲۰۰۵).
آقای کتیکیدیسس و دیگران در مقاله ای با عنوان کاربرد فناوری اطلاعات در تداراکات و زنجیره تامین در کشورهای جنوب شرق اروپا؛ وضعیت موجود و مسیر آینده و عواملی که به عنوان مزایا و معایب در به کارگیری سیستم های اطلاعاتی در زنجیره تامین مطرح کرده اند که به شرح زیر می باشد:
مزایای استفاده به ترتیب اهمیت اخذه شده در مقاله به ترتیب زیراست:
کیفیت بهتر اطلاعات، کمیت بهتر اطلاعات، انعطاف پذیری، کاهش زمان تاخیر، صرفه جوئی در هزینه، پیش بینی، برنامه ریزی منابع، کارائی عملیاتی بهتر، کاشه سطوح انبار، هزینه یابی دقیق تر، افزایش همکاری بین بخشی، افزایش هماهنگی با تامین کنندگان، افزایش هماهنگی با مشتریان و در نهایت افزایش فروش.
مشکلات موجود در به کارگیری سیستم های اطلاعاتی در زنجیره تامین بدین شرح است:
مقاومت کارکنان در برابر تغییر، کمبود منابع، کمبود مهارت، پشتیبانی ناکافی تامین کننده، هزینه های نامشهود، یکپارچگی با سیستم های موجود، یکپارچگی با سیستم هیا تامین کنندگان و یکپارچگی با سیستم های مشتریان.
مشکلات ردیابی(Tracking) کالا در زنجیره تامین:
سال ها قبل درمورد ردیابی برخی از کالاها مشکلاتی وجود داشت زیرا آنها به صورت فیزیکی از نقطه ای به نقطه دیگر در زنجیره تامین حرکت می کردند. برخی آنها در حین انتقال مفقود، برخی دزدیده و برخی نیز به مکان اشتباهی منتقل می شدند.
سایر محصولات نیز بنا به دلایلی مانند سفارش معوق، لغو سفارش یا عدم تائید از لحاظ کیفی ارسال نمی شدند. برخی از محصولات نیز هنگام انتقال به مقصد آسیب می دیدند. برخی نیز هنگام رسیدن به مرکز توزیع، فاقد بسته بندی مناسب، اجزای یا برچسب های اطلاعاتی لازم بودند. بخشی از محصولات نیز فاقد دستور لازم برای کنترل اجزای خطرناک یا سرهم کردن اجزای غیر خطرناک به صورت یک مجموعه پیچیده منسجم بودند. برخی از کالاها نیز با محدودیت حمل و نقل مواجه بودند.
گاهی اوقات کالاها انبار شده، سفارش آنها لغو گردیده و یا باز پس گرفته می شدند.
محصولاتی که با تخفیف عرضه می شدند یا تجزیه شده و یا برگشت می خوردند به خوبی در سامانه ثبت نمی شدند. کالاهای مازاد، بی ارزش یا تکراری نیز انبار می شدند. پرونده کالا های تقلبی به بخش حفاظت ارسال می شد. اما در سیستم ها ثبت نمی شد زیرا هیچ استاندار گزارش دهنده ای وجود نداشت.
هنگامی که مشتری سفارش خرید کالاهای مشابهی را به منبع دیگری ارائه می داد این کالا نسبت به سفارش مشابه، زودتر تحویل داده می شد. به علاوه کالاهای بی ارزش هم اصلا وجود نداشتند. مشکل ردیابی کالاهایی که بیش از اندازه یا کمتر از حد لازم عرضه می شدند یا مشتری از آنها ناراضی بود و یا اشتباه بود تقریبا هر روز وجود داشت.
برطرف ساختن مشکلات فرآیند ردیابی بدون وجود فناوری RFID به دخالت گسترده افراد برای بارکدها نیاز دارد. این بارکدها به اطلاعات محصول و تولید کننده محدود می شودند.
عیب بزرگ دیگری که در استفاده از بارکد وجود داشت این بود که امکان افزودن اطلاعات جدید به بارکدها وجود نداشته زیرا این برچسب ها به صورت یک جا چاپ می شوند. از سوی دیگر برچسب های RFID که قابل خواندن و نوشتن مجدد هستند می تواننند بر اساس نوع مدارشان هر موردی مانند زمان رسیدن، ارسال مجدد و حرکت در هر مکان و هر تاریخی را ردیابی کنند. اطلاعات می توانند تغییر پیدا کنند. زیرا فناوری RFID این امکان ار فراهم می کند که اطلاعات جدید به کد الکترونیکی محصول (EPC) برچسب ها ی موجود اضافه شوند. حجم داده هایی که یک برچسب می تواند بخواند به اندازه حافظه برچسب، محدوده خواندن و بسامد مربوط به آن بستگی دارد.
هدف اصلی مدیریت زنجیره تامین بهبود اعتماد و همکاری در بین شرکاء در زنجیره تامین است تا بدین گونه قابلیت تحت نظر داشتن موجودیها و سرعت تبادل آنها افزایش یابد.RFID روشی برای شناسایی اتومایتک است که متکی بر جمع آوری و بازیابی اطلاعات از راه دور از طریق ابزاری به تگ(برچسب) است که برای شناسایئی به اشیاء متصل می شود و از طریق امواج رادیوئی فعالیت می کند . و از این طریق به بهینه شدن مدیریت زنجیره تامین کمک می کند.بنابراین هدف اصلی این تحقیق را می توان بررسی علل عدم بکارگیری RFIDدر بهبود مدیریت زنجیره تامین عنوان نمود.
در شرایطی که نیاز به کاهش هزینه ها در زنجیره تامین، سازمانها را برای تحت کنترل داشتن فرآیند حرکت موجودیها در داخل و خارج سازمان به تکاپو انداخته، تکنولوژی RFID به عنوان یک توانمند ساز در خدمت زنجیره تامین قرار گرفته است. و می تواند مدیریت زنجیره تامین را از ایجاد و پیگیری و توزیع محصولات، مواد اولیه و کالاهای نیم ساخته اگاه سازد.
| تمام سازمانها و موسسات می توانند از این فناوری برای بهبود فرایند های مدیریت زنجیره تامین از این فناوری بهره گیرند به شرطی که ابتدا به برری میزان آمادگی سازمان خود برای استقرار آن بپردازند و شرایط لازم مدیریتی و زیر ساختی را تامین سازنند. |
