مدیریت معکوس شامل فرآیند برنامه ریزی، اجرا و کنترل جریانات داخلی موثر و ذخیره سازی کالاهای فرعی و اطلاعات مربوطه است. این فرآیند، عکس جهت زنجیره تامین بوده و هدف آن بازیافت ارزش ها و یا سازماندهی مناسب است. به مدیریت معکوس، خدمات بازار گرمی مشتری’ نیر گفته می شود. به عبارت دیگر هرگاه مبلغی از بودجه التزام مدیریت خدمات یا مدیریت معکوس شرکت برداشت شود این اقدام، عمل مدیریت معکوس تلقی می شود(ویکی پدیا،۲۰۰۸).
جدید ترین متغیری که این امکان را برای شرکت ها فراهم می کند تا سامانه های ارزش یکپارچه ای را بوجود آورند، تکامل فناوری اطلاعات است. در اوایل دهه ۱۹۶۰ هنگامی که روش محاسبات تجاری مطرح شد شرکت هایی مانند IBM از رایانه هایی استفاده کردند که کل فضای یک اتاق را اشغال می کردند. همزمان با پیشرفت مدار یکپارچه، اندازه و هزینه رایانه کاهش پیدا کرد و سرعت آن افزایش یافت. اکنون قدرت رایانه کیفی که وزنش ۵ پوند بوده بیش از رایانه قدیمی ک ابعادش چند برابر رایانه کیفی است.
در مراحل اولیه مرتبط سازی سازمان های عضو زنجیره تامین، بسیاری از روش تبادل الکترونیکی داده ها (EDI) استفاده کردند:
EDI سنتی در برگیرنده استاندارد های متفاوتی بوده و اغلب به فناوری گران قیمت گنجاندن اطلاعات در کد منبع برنامه منتهی شده که توسط صنعت کالاهای مشتری کنترل شده و تمامی افراد نمی توانند در رابطه با آن مشارکت کنند. روش EDI روش مطمئنی بوده اما وجود نسخه های مختلف نرم افزار می تواند باعث به وجودآمدن اشکال در فرآیند ارسال شود. هنگام کار یک گروه از عرضه کنندگان در زنجیره تامین آنهایی که از نسخه های مختلف نرم افزار استفاده کرده بودند و انتقالات انجام شده EDI خود را با سفارشات ارسال شده توسط دور نگار مقایسه می کردند دریافتند که در رابطه با حجم سفارشات، اختلافاتی دارند. دلیل این مساله چه بود؟ آنها نسخه های مختلف نرم فزار، بسته های داده ها و نیازمندی های فرآیند مربوطه را تغییر می دادند. نتیجه بدین صورت بود: سفارشات نادرست، ارسال حجم اشتباهی از کالا و ایجاد سردرگمی گسترده، در نهایت نیز هر شخصی به سراغ نمابر ارسالی رفته و سرمایه گذاری انجام شده در مورد EDI جدید در ابطه با مسائل امنیتی با پروتکل ایجاد مجزا سر و کار دارد.
استاندارد های صنعتی با وجود VPN مجدداً حائز اهمیت می شوند. پیدایش رایانه شخصی، شبکه های فیبر نوری، اینترنت و شبکه گسترده جهانی موجب کاهش هزینه ها گردید و در دسترس بودن منابع اطلاعاتی نیز امکان برقراری آسان ارتباط را فراهم نمود و تاخیر زمانی مربوط به اطلاعات در هر زنجیره تامینی را برطرف کرد. این بدین معنا بوده که سازمان ها در حال حرکت به سوی پدیده ای هستند که تجارت الکترونیک نامیده می شود و در آن تبادلات از طریق مجموعه ای از رسانه های الکترونیکی انجام می شود. تجارت الکترونیک فقط به اینترنت محدود نمی شود؛ در حقیقت تعدادی از رسانه های الکترونیکی به تبادل اطلاعات بین شرکت ها می پردازند مانند: EDI، انتقال دهنده الکترونیکی سرمایه (EFT)، بارکد، دورنگار، کاتولوگ های CD-ROM و درگاه های وب. شرکت های پیشرفته دیگر به ارائه درخواست خرید، سفارشات خرید، صورت حساب، فرم های دریافتی کتبی و روش های دستی مربوط به صورت حساب نیاز ندارند. تمامی اطلاعات مورد نیاز به صورت الکترونیکی ثبت شده و مبادلات مربوطه با حداقل میزان دخالت افراد انجام می شوند. پیشرفت های اخیر در مورد برنامه های برنامه های پایگاه داده ها این امکان را فراهم کرد نه ارقام در پایگاه داده ها پردازش، برنامه نویسی و ذخیره سازی شده و به صورت الکترونیکی سازماندهی شوند. این بدین معنا بوده که استفاده از یک سامانه اطلاعاتی مناسب، نیاز به نظارت مداوم بر وضعیت موجودی کالاها، سفارشات و سرعت بخشیدن به آنها را رفع می کند. ابزار متعددی وجود دارند که می توانند به چنین موردی کمک کنند. با این وجود شرکت ها باید از تاثیر این ابزار مطلع شوند و به سازماندهی مجدداً روش های تجاری خود تمایل پیدا کنند.
رواج فناوری جدید رایانه و ارتباط از راه دور موجب شده تا امکان برقراری ارتباط سریع و برخط(آنلاین) از طریق زنجیره تامین به یک واقعیت تبدیل شود. اکنون این سامانه ها صرف از مکان، بین عرضه کنندگان، تولید کنندگان، توزیع کنندگان، خرده فروشان و مشتری ها ارتباط برقرار کرده اند. این فناوری ها فعال کننده زنجیره تامین هستند و در صورت اجرای موفق می توانند به کاهش میزان کارهای مکتوب، ارتقای روابط و کاهش حجم فعالیت های بی ارزش و وقت گیر کمک کنند. مدیران توسعه دهنده سامانه های اطلاعاتی نباید اطلاعات را به عنوان مجموعه ای از مبادلات تکراری بین افرادی مانند خریدار و عرضه کننده یا توزیع کننده و خرده فروش مطرح کنند.
هدف اصلی مدیریت زنجیره تامین بهبود اعتماد و همکاری در بین شرکاء در زنجیره تامین است تا بدین گونه قابلیت تحت نظر داشتن موجودیها و سرعت تبادل آنها افزایش یابد.RFID روشی برای شناسایی اتومایتک است که متکی بر جمع آوری و بازیابی اطلاعات از راه دور از طریق ابزاری به تگ(برچسب) است که برای شناسایئی به اشیاء متصل می شود و از طریق امواج رادیوئی فعالیت می کند . و از این طریق به بهینه شدن مدیریت زنجیره تامین کمک می کند.بنابراین هدف اصلی این تحقیق را می توان بررسی علل عدم بکارگیری RFIDدر بهبود مدیریت زنجیره تامین عنوان نمود.
در شرایطی که نیاز به کاهش هزینه ها در زنجیره تامین، سازمانها را برای تحت کنترل داشتن فرآیند حرکت موجودیها در داخل و خارج سازمان به تکاپو انداخته، تکنولوژی RFID به عنوان یک توانمند ساز در خدمت زنجیره تامین قرار گرفته است. و می تواند مدیریت زنجیره تامین را از ایجاد و پیگیری و توزیع محصولات، مواد اولیه و کالاهای نیم ساخته اگاه سازد.
| تمام سازمانها و موسسات می توانند از این فناوری برای بهبود فرایند های مدیریت زنجیره تامین از این فناوری بهره گیرند به شرطی که ابتدا به برری میزان آمادگی سازمان خود برای استقرار آن بپردازند و شرایط لازم مدیریتی و زیر ساختی را تامین سازنند. |

در حال حاضر در زمینه مدیریت زنجیره تامین، توصیف این فرآیند و محدوده آن، تئوری های محدودی وجود دارد. مولفین معدودی مانندلاواسسانی،کیتچن و هالت با استفاده از تئوری های سازمانی تلاش کرده اند تا اصول نظری را در مورد بخش های مختلف زنجیره تامین ارائه دهند. این تئوری ها عبارتند از :
دیدگاه مبتنی بر منبع
دید گاه تحلیل هزینه داد و ستد
دیدگاه مبتنی بر دانش
تئوری گزینه راهبردی
تئوری سازمانی
ئئوری سامانه
دور نمای شبکه
اجزای فرآیند ادغام مدیریت زنجیره تامین
اجزای مدیریتی SCM
اجزای SCM، سومین بخش چارچوب استوار فرآیند انتشار هستند. میزان ادغام و مدیریت یک فرآیند تجاری به تعداد و سطح (از پایین به بالا) اجزای افزوده شده به فرآیند بستگی دارد (هولیهان،۱۹۸۵). بنابراین افزودن تعداد بیشتری از اجزای مدیریت یا افزایش سطح هریک از این اجزا می تواند موجب افزایش میزان ادغام فرآیند تجاری شود. تحقیقات انجام شده در زمینه مدیریت فرآیند تجاری، روابط خریدار و عرضه کننده و SCM اجزای متعددی را معرفی می کنند که توجه به آنها در زمان مدیریت روابط عرضه، ضروری است اجزای زیر را مطرح کرده اند(لامبرت و کوپر،۲۰۰۴):
برنامه ریزی و کنترل
ساختار کار
سازختار سازمان
ساختار امکانات مربوط به گردش محصول
ساختار مخاطره و پاداش
فرهنگ و نگرش
با این وجود بررسی دقیق تر اسناد موجود موجب می شود که به ساختار جامع تری از آنچه که باید به عنوان اجزای اصلی زنجیره تامین در نظر گرفته شوند که زیر مجموعه های فرآیند های تجاری شناخته شده زنجیره تامین هستند؛ پی ببریم. یعنی نوع ارتباط اجزا که به عرضه کننده و مشتری مربوط است. باور و کلس این طور عنوان می کنند که تاکید بر همکاری، نمایان گر گروهی بوده که به بالاترین میزان از موفقیت منجر می شود. یک شریک در جه یک، نهادی بوده که تمایل دارد در مالیکت کالاهای موجود مشارکت کرده یا دیگر ابعاد مخاطره مالی را بپذیرد. درنتیجه در برگیرنده اجزای درجه یک می باشد(باور و همگاران،۱۹۹۶).
شریک درجه ۲(متخصص) نهادی بوده که تمایل دارد با ارائه خدمات لازم به شریک درجه یک د روابط مشارکت کند. درنتیجه در برگیرنده اجزای درجه دو بوده که از شرکای اصلی حمایت می کند. شریک و اجزای درجه سه که از شرکای درجه یک حمایت کرده و زیر مجموعه اجزای درجه دو هستند، نیز شاید گنجانده شوند. چارچوب اجزای زنجیره تامین موجب نمی شود که بتوان در مورد اجزای درجه یک یا دو زنجیره تامین نتیجه گیری نمود(همان).
بدین معنا که کدامیک از اجزای زنجیره تامین را باید درجه یک و کدام را باید درجه دو تلقی کرد، سازماندهی این اجزا چگونه باید انجام شود تا ساختار زنجیره تامین جامع تری داشته باشند و بررسی زنجیره تامین به عنوان یک مجموعه ادغام شده است(ویگی پدیا،۲۰۰۸).
آقای بازوتوپولوس برای مشخص کردن اجزای زنجیره تامین به بررسی متون مربوطه پرداخت. او بر اساس این تحقیق، اجزای زنجیره تامین زیر را معرفی نمود:
هدف اصلی مدیریت زنجیره تامین بهبود اعتماد و همکاری در بین شرکاء در زنجیره تامین است تا بدین گونه قابلیت تحت نظر داشتن موجودیها و سرعت تبادل آنها افزایش یابد.RFID روشی برای شناسایی اتومایتک است که متکی بر جمع آوری و بازیابی اطلاعات از راه دور از طریق ابزاری به تگ(برچسب) است که برای شناسایئی به اشیاء متصل می شود و از طریق امواج رادیوئی فعالیت می کند . و از این طریق به بهینه شدن مدیریت زنجیره تامین کمک می کند.بنابراین هدف اصلی این تحقیق را می توان بررسی علل عدم بکارگیری RFIDدر بهبود مدیریت زنجیره تامین عنوان نمود.
در شرایطی که نیاز به کاهش هزینه ها در زنجیره تامین، سازمانها را برای تحت کنترل داشتن فرآیند حرکت موجودیها در داخل و خارج سازمان به تکاپو انداخته، تکنولوژی RFID به عنوان یک توانمند ساز در خدمت زنجیره تامین قرار گرفته است. و می تواند مدیریت زنجیره تامین را از ایجاد و پیگیری و توزیع محصولات، مواد اولیه و کالاهای نیم ساخته اگاه سازد.
| تمام سازمانها و موسسات می توانند از این فناوری برای بهبود فرایند های مدیریت زنجیره تامین از این فناوری بهره گیرند به شرطی که ابتدا به برری میزان آمادگی سازمان خود برای استقرار آن بپردازند و شرایط لازم مدیریتی و زیر ساختی را تامین سازنند. |

واژه RFID روشی برای شناسایی اتوماتیک است که متکی بر جمع آوری و بازیابی اطلاعات از راه دور از طریق ابزاری به نام تگ[۲] (برچسب) است. در واقع تگ آن چیزی است که برای شناسائی به اشیاء متصل می شود و از طریق امواج رادیوئی فعالیت می کند.
این فناوری سابقه ای دیرین دارد و می توان گفت تکنولوژی امواج رادیوئی (RF) از دهه ۲۰ میلادی ارائه شده بود
در سال ۱۹۴۶ لئون درمین[۳] روس وسیله ای جاسوسی اختراع کرد که امواج رادیوئی را به اطلاعات صوتی تبدیل می نمود که این امواج صوتی نیز باعث ارتعاش یک دیافراگم می شد و در ازاء امواج مختلف دیافراگم نمودار های مختلف را ترسیم می نمود. این تقریبا اولین استفاده این چنینی امواج رادیوئی بوده کما اینکه در سال ۳۹ ارتش بریتاینا برای تشخیص هوا پیماهای دوست از دشمن از این فناوری استفاده می نمود.
اما اولین کاربرد RFID به شیوه مدرن را می توان در سال ۱۹۷۳ و در لابراتوار علمی لوس آلاموس و توسط استیون دپ، الفرد کوئل و روبرت فریمن دانست(Landt Jerry,2001).
ضمن اینکه اولین امتیاز این فناوری با نام اختصار RFID در سال ۱۹۸۳ و به آقایی به نام چارلز والتون[۴] اهدا شد.
امروزه این فناوری کاربردهای بسیاری دارد که از جمله می توان به کارگیری در گذرنامه، پرداخت عوارض جاده ای، کنترل حرکت کالا[۵]– به عنوان جایگزین بارکد- در اتومبیل ها ، در کنترل حیات وحش و حتی حیوانات اهلی، در سیستم های انبارداری، کاشت در بدن انسان(ایمپلنت)، کتابخانه ها و سایر موارد کاربرد دارد.( Paolo Magrassi,2001).
در سال های اخیر با توجه به بحث به کارگیری RFID در کنترل حرکت کالا م هچنین انبارداری پیشنهاد به کارگیری این فناوری به عنوان توانمند ساز در زنجیره تامین ارائه شده است.
این گونه ادعا شده که RFID به افزایش کاردایی و بازده زنجیره تامین کمک می کند. زیرا این امکان فراهم می سازد که شرکت ها بتوانند اطلاعات مربوط به محصولات را ردیابی کرده و هم زمان با انتقال محصولات در طول زنجیره تامین بتوانند به نحوی بهتر و با انعطاف بیشتری به مدیریت آنها بپردازند. مزایای اصلی RFID عبارتند از: تشخیص دقیق هر کالا، ردیابی کالا هم زمان با حرکت آن در زنجیره تامین، به اشتراک گذاری اطالعات با شرکای تجاری، فراهم کردن امکان همکاری در رابطه با مدیریت موجودی کالا، برنامه ریزی، پیش بینی و تکمیل موجودی. در شرایط ایده آل هنگامی که RFID به طور کامل در مراکز توزیع اجرا شود نیاز به بررسی بارکد و شمارش دستی درمحل دریافت کالا را برطرف می کند. این امر موجب کاهش تعداد ساعات فعالیت کارکنان و کاهش میزان خطاهای انسانی در روش های کنونی بررسی بارکد می شود. بسیای از کارشناسان معتقد هستند که فناوری RFID به افزایش میزان دقت کمک کرده و بازده کارکنان در محل انبار را نیز افزایش داده زیرا اطلاعات بیشتری در دسترس خواهد بود. به علاوه برچسب خوان های RFID مستقر درمحل خروج، میزان دزدی کارکنان را نیز کاهش می دهند.
[۱] Radi Frequency Identifiction
[۲] Tag
[۳] Leon Theremin
[۴] Charles Walton
[۵] Tracking
[۶] Konsynski
هدف اصلی مدیریت زنجیره تامین بهبود اعتماد و همکاری در بین شرکاء در زنجیره تامین است تا بدین گونه قابلیت تحت نظر داشتن موجودیها و سرعت تبادل آنها افزایش یابد.RFID روشی برای شناسایی اتومایتک است که متکی بر جمع آوری و بازیابی اطلاعات از راه دور از طریق ابزاری به تگ(برچسب) است که برای شناسایئی به اشیاء متصل می شود و از طریق امواج رادیوئی فعالیت می کند . و از این طریق به بهینه شدن مدیریت زنجیره تامین کمک می کند.بنابراین هدف اصلی این تحقیق را می توان بررسی علل عدم بکارگیری RFIDدر بهبود مدیریت زنجیره تامین عنوان نمود.
در شرایطی که نیاز به کاهش هزینه ها در زنجیره تامین، سازمانها را برای تحت کنترل داشتن فرآیند حرکت موجودیها در داخل و خارج سازمان به تکاپو انداخته، تکنولوژی RFID به عنوان یک توانمند ساز در خدمت زنجیره تامین قرار گرفته است. و می تواند مدیریت زنجیره تامین را از ایجاد و پیگیری و توزیع محصولات، مواد اولیه و کالاهای نیم ساخته اگاه سازد.
| تمام سازمانها و موسسات می توانند از این فناوری برای بهبود فرایند های مدیریت زنجیره تامین از این فناوری بهره گیرند به شرطی که ابتدا به برری میزان آمادگی سازمان خود برای استقرار آن بپردازند و شرایط لازم مدیریتی و زیر ساختی را تامین سازنند. |

این گونه ادعا شده که RFID به افزایش کاردایی و بازده زنجیره تامین کمک می کند. زیرا این امکان فراهم می سازد که شرکت ها بتوانند اطلاعات مربوط به محصولات را ردیابی کرده و هم زمان با انتقال محصولات در طول زنجیره تامین بتوانند به نحوی بهتر و با انعطاف بیشتری به مدیریت آنها بپردازند. مزایای اصلی RFID عبارتند از: تشخیص دقیق هر کالا، ردیابی کالا هم زمان با حرکت آن در زنجیره تامین، به اشتراک گذاری اطالعات با شرکای تجاری، فراهم کردن امکان همکاری در رابطه با مدیریت موجودی کالا، برنامه ریزی، پیش بینی و تکمیل موجودی. در شرایط ایده آل هنگامی که RFID به طور کامل در مراکز توزیع اجرا شود نیاز به بررسی بارکد و شمارش دستی درمحل دریافت کالا را برطرف می کند. این امر موجب کاهش تعداد ساعات فعالیت کارکنان و کاهش میزان خطاهای انسانی در روش های کنونی بررسی بارکد می شود. بسیای از کارشناسان معتقد هستند که فناوری RFID به افزایش میزان دقت کمک کرده و بازده کارکنان در محل انبار را نیز افزایش داده زیرا اطلاعات بیشتری در دسترس خواهد بود. به علاوه برچسب خوان های RFID مستقر درمحل خروج، میزان دزدی کارکنان را نیز کاهش می دهند.
اگرچه مزایای استفاده از RFID متعدد بوده اما استفاده از این فناوری با چالش هایی نیز همراه است. بزرگ ترین چالش مربوط به استفاده گسترده از فناوری RFID، کنترل هزینه ها هم زمان با استفاده از مزایای مورد نظر است(Jones,2004). این هزینه ها فراتر از هزینه برچسب است. بر طبق مطالب عنوان شده توسط کانسینکس [۱]سازمان ها در کنار هزینه برچسب باید به هزینه استفاده از برچسب در مورد محصولات، هزینه خرید و نصب خوانندگان، هزینه ادغام سامانه آموزش، سازماندهی مجدد و هزینه پیاده سازی برنامه نیز توجه کنند. تحقیق اخیر Vijayaraman و Osky نشان می دهد که هزینه ها و مزایا، دغدغه های اصلی شرکت های اجرا کننده RFID هستند و دغدغه های بعدی آنها به ادغام و استاندارها مربوط است. دیگر تحقیق انجام شده که در زمینه مدیریت به ارائه مشاوره می پردازد نشان می دهد خرده فروشان می توانند از مزایای کاهش میزان موجودی انبار، کاهش هزینه نیروی کار انبار و فروشگاه و تعداد کالا های ذخیره شده که همگی به استفاده از فناوری RFID موبوط بوده استفاده نمایند. اما برخی از تولید کنندگان کم کار محصولات مشتری بعداز استفاده از این فناوری با هزینه های بیشتر و مزایای معوقه مواجه خواهند شد. برخی از فناوری RFID انتقاد کرده و می گویند که هزینه این فناوری بسیار زیاده بوده و درصورت اجرا شدن نمی تواند پاسخگوی سرمایه گذاری انجام شده باشد. علی رغم بررسی های اولیه انجام شده در مورد برچسب های RFID توسط تسکو[۲] موبوط به استفاده از برچسب برای کالاها هم چنان به عنوان دغدغه بسیاری از شرکت ها مطرح بوده زیرا هزینه برچسب ها و زیر ساخت مربوطه هنوز بیشتر از مزایای مورد انتظار است.بنابراین خرده فروشانی مانند ,وال مارت[۳]، از عرضه کنندگان می خواهندکه از برچسب RFID فقط در مورد صندوق ها و پالت ها استفاده کنند. یکی از نتایج چنین تغییری از سطح کالاها به سطح صندوق ها و پالت ها، توجه به دغدغه مربوط به حریم خصوصی بوده زیرا RFID به عنوان یک راه حل داخلی زنجیره تامین مطرح شده نه موردی که مستقیماً بر مشتری تاثیر گذار باشد(luckett,2004).
از دیگر چالش های مربوط به استفاده از RFID، عدم وجود استاندارهای جهانی مربوط به برچسب است. استانداردهای مربوط به فناوری RFID هنوز در حال تکامل هستند.شرکت یی پی سی کلوبل[۴]که یک شرکت غیرانتفاعی بوده برای آماده سازی استاندارد های مربوط به برچسب ها با سازمان های عضو همکاری می کند. خرده فروشانی مانند وال مارت از عرضه کنندگان می خواهد که از استاندارهای EPC استفاده کنند. استاندارهای باز مربوط به برچسب خوان ها و برچسب ها در آینده به کاهش هزینه فناوری RFID کمک خواهند کرد( Vijayaraman& Osyk,2006).
[۱] Konsynski
[۲]Teso
[۳] Wal- Mart
[۴] EPC Global co
هدف اصلی مدیریت زنجیره تامین بهبود اعتماد و همکاری در بین شرکاء در زنجیره تامین است تا بدین گونه قابلیت تحت نظر داشتن موجودیها و سرعت تبادل آنها افزایش یابد.RFID روشی برای شناسایی اتومایتک است که متکی بر جمع آوری و بازیابی اطلاعات از راه دور از طریق ابزاری به تگ(برچسب) است که برای شناسایئی به اشیاء متصل می شود و از طریق امواج رادیوئی فعالیت می کند . و از این طریق به بهینه شدن مدیریت زنجیره تامین کمک می کند.بنابراین هدف اصلی این تحقیق را می توان بررسی علل عدم بکارگیری RFIDدر بهبود مدیریت زنجیره تامین عنوان نمود.
در شرایطی که نیاز به کاهش هزینه ها در زنجیره تامین، سازمانها را برای تحت کنترل داشتن فرآیند حرکت موجودیها در داخل و خارج سازمان به تکاپو انداخته، تکنولوژی RFID به عنوان یک توانمند ساز در خدمت زنجیره تامین قرار گرفته است. و می تواند مدیریت زنجیره تامین را از ایجاد و پیگیری و توزیع محصولات، مواد اولیه و کالاهای نیم ساخته اگاه سازد.
| تمام سازمانها و موسسات می توانند از این فناوری برای بهبود فرایند های مدیریت زنجیره تامین از این فناوری بهره گیرند به شرطی که ابتدا به برری میزان آمادگی سازمان خود برای استقرار آن بپردازند و شرایط لازم مدیریتی و زیر ساختی را تامین سازنند. |

مدتی است که صنایع مختلف و کارشناسان زنجیره تامین صحبت از به کارگیری فناوری RFID در زنجیره تامین به عنوان یک ابزار توانمند ساز می کنند تا به کمک آن بتوانند این زنجیره و مدیریت آنرا بهینه نمایند. لیکن اگر یک سازمان به دلیل عدم شناخت درست از موقعیت خود و وضعیت بازار و همچنین شتاب در استفاده از یک فناوری نو، بدون بررسی و امکان سنجی میزان موفقیت آن فناوری در سازمان متبوع خود اقدام به استقرار آن کند، علاوه بر تحمیل هزینه های گزاف به سازمان ، پروژه را نیز متحمل شکست خواهد کرد ، RFID نیز از این مقوله مستثنی نیست لذا قبل هر چیزی به امکان سنجی آمادگی لازم هر سازمان برای استقرار آن باید پرداخت.بنابراین این پژوهش سعی دارد تا به بررسی میزان آمادگی سازمان برای استقرار RFID برای بهبود فرایندهای مدیریت زنجیره تامین بپردازد.
آنچه در این پژوهش مبهم است این است که کمتر مقاله ای به بررسی چالش های پیش روی کاربرد RFID در زنجیره تامین پرداخته می شود و اکثرا پیرامون مزایای این فناوری و گاهی محدویتهای آن است. بنابراین سعی بر این است که با همین ادبیات مطروحه به بررسی علل عدم بکارگیری فناوری فوق در زنجیره تامین ارائه پرداخته می شود.
برای آشنایی با مدیریت زنجیره ابتدا بهتر است با زنجیره تامین آشنا شویم .
تعاریف متعددی برای زنجیره تامین وجود دارد که در زیر به تعدای از آنها اشاره می کنیم:
دونالد واتر زنجیره تامین را زنجیره ای شامل یکسری از فعالیت ها و سازمانها می داند به طوری که شریان در بین آنها از تامین کننده اولیه تا مصرف کننده نهائی جریان دارد(واترس،۲۰۰۳).
کریستوفر (۱۹۹۸) زنجیره تامین را شبکه ای از سازمانها متشکل از زنجیره های بالادستی و پایین دستی که با فرآیند ها و فعالیت های مختلف در قالب خدمات و محصولات برای مصرف کنندگان نهائی ایجاد اررش می کنند می داند.
توربان نیز زنجیره تامین را بدین صورت تعریف می کند: زنجیره تامین جریان مواد، اطلاعات، پرداخت ها و خدمات را از تامین کنندگان مواد خام تا مصرف کننده نهائی را در خلال کارخانجات و انبارهای مختلف شامل می شود، یک زنجیره تامین هم چنین شامل سازمان ها و فرایند هایی است که محصول، اطلاعات و خدمات را تولید و برای مشتری نهائی ارسال می کند. و در واقع زنجیره تامین شبکه ای از فعالیت هاست که محصول و یا خدمات نهائی را برای مشتری ارسال می کند. و می تواند شامل وظایفی از قبیل خرید، پرداخت، جابجائی مواد، برنامه ریزی و کنترل تولید، تدارکارت و انبارداری، کنترل موجودی و توزیع و پخش باشد(توربان،۲۰۰۴)
زنجیره تامین یا شبکه لجستیک (آماد) سامانه ای متشکل از سازمان ها، فناوری، فعالیت، اطلاعات و منابع است که در فرایند انتقال یک محصول یا خدمت از تامین کننده به مشتری درگیر هستند فعالیت های زنجیره تامین منابع طبیعی، مواد خام و مولفه ها را تبدیل به محصولی می کنند که برای مصرف کننده نهائی ارسال می شود.
در نظام های زنجیره تامین پیچیده، اگر ارزش مانده قابل بازیافت باشد محصولات استفاده شده ممکن است دوباره از هر نقطه ای وارد زنجیره شود. زنجیره تامین با زنجیره ارزش در ارتباط است(آناناقرنی،۲۰۰۴).
بسیاری از تبادلات در زنجیره تامین بین سازمان هایی است که برای حداکیر کردن درآمد خود در دائره مناسبات خود دست به معامله می زنند، درحالی که درباره دیگر بازیگران زنجیره اطلاعات کمی دارند و گاهی کاملا بی اطلاع هستند.
هدف اصلی مدیریت زنجیره تامین بهبود اعتماد و همکاری در بین شرکاء در زنجیره تامین است تا بدین گونه قابلیت تحت نظر داشتن موجودیها و سرعت تبادل آنها افزایش یابد.RFID روشی برای شناسایی اتومایتک است که متکی بر جمع آوری و بازیابی اطلاعات از راه دور از طریق ابزاری به تگ(برچسب) است که برای شناسایئی به اشیاء متصل می شود و از طریق امواج رادیوئی فعالیت می کند . و از این طریق به بهینه شدن مدیریت زنجیره تامین کمک می کند.بنابراین هدف اصلی این تحقیق را می توان بررسی علل عدم بکارگیری RFIDدر بهبود مدیریت زنجیره تامین عنوان نمود.
در شرایطی که نیاز به کاهش هزینه ها در زنجیره تامین، سازمانها را برای تحت کنترل داشتن فرآیند حرکت موجودیها در داخل و خارج سازمان به تکاپو انداخته، تکنولوژی RFID به عنوان یک توانمند ساز در خدمت زنجیره تامین قرار گرفته است. و می تواند مدیریت زنجیره تامین را از ایجاد و پیگیری و توزیع محصولات، مواد اولیه و کالاهای نیم ساخته اگاه سازد.
| تمام سازمانها و موسسات می توانند از این فناوری برای بهبود فرایند های مدیریت زنجیره تامین از این فناوری بهره گیرند به شرطی که ابتدا به برری میزان آمادگی سازمان خود برای استقرار آن بپردازند و شرایط لازم مدیریتی و زیر ساختی را تامین سازنند. |
