– ضرورت تحقیق
مهمترین هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تفکر استراتژیک در بنگاههای صنعتی منطقه کاشان میباشد تا بر اساس نتایج حاصله، بنگاهها به بهبود و ارتقای مؤلفههای استراتژیک، به واسطه عوامل محیطی بپردازد.
بررسی ارتباط بین تلاطم محیطی و تفکر استراتژیک
۱- بررسی رابطه پیچیدگی محیط فعالیت شرکت و تفکر استراتژیک
۲- بررسی رابطه تازگی نسبی در چالشهای محیطی و تفکر استراتژیک
۳- بررسی رابطه شفافیت محیط با تفکر استراتژیک
۴- بررسی رابطه سرعت تغییر چالشهای محیط و تفکر استراتژیک

مقدمه
تفکر استراتژیک مؤثر در برگیرندهی خلاقیت، کاوش و درک ناپیوستگی در سازمان و محیط آن است، لذا در پژوهشهای بسیاری به اهمیت دارا بودن قابلیت تفکر استراتژیک برای مدیران اشاره شده است. هدف از نگارش پژوهش حاضر ابتدا بررسی پارادایمها و رویکردهای متعدد مرتبط با تفکر استراتژیک است تا بتوان ابعاد شناخته شده و زمینهها و زوایای ناشناخته تفکر استراتژیک را بررسی نمود. این پژوهش که به روش «تحلیل مضمون» انجام شده است، پارادایمها، رویکردها، مکاتب، سطوح سازمانی و عوامل زمینهای مؤثر بر تفکر استراتژیک را با استفاده از مدلهای موجود بررسی و تحلیل میکند و پس مدل مناسب برای تفکر استراتژیک را در بنگاههای صنعتی ارایه میدهد. اثربخشی تفکر استراتژیک برای ایجاد مزیت رقابتی پایدار و به تبع آن بهبود عملکرد سازمانها، نیازمند ارایه الگوهای است که مؤلفههای تفکر استراتژیک را در تعامل کامل با تحلیل عناصر محیط صنعت شامل رقابت، بازار و مشتریان ارایه نموده وعلاوه بر فرایند تفکر استراتژیک، محتوی را با توجه به نوع صنعت ارایه دهد.
۱-۲- ضرورت تحقیق
مهمترین هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تفکر استراتژیک در بنگاههای صنعتی منطقه کاشان میباشد تا بر اساس نتایج حاصله، بنگاهها به بهبود و ارتقای مؤلفههای استراتژیک، به واسطه عوامل محیطی بپردازد.
بررسی ارتباط بین تلاطم محیطی و تفکر استراتژیک
۱- بررسی رابطه پیچیدگی محیط فعالیت شرکت و تفکر استراتژیک
۲- بررسی رابطه تازگی نسبی در چالشهای محیطی و تفکر استراتژیک
۳- بررسی رابطه شفافیت محیط با تفکر استراتژیک
۴- بررسی رابطه سرعت تغییر چالشهای محیط و تفکر استراتژیک

– بیان مساله
محیط مجموعه ای متشکل از نیروها، شرایط، مؤلفهها و عوامل خارجی است که بر عملکرد سازمان اثر میگذارند و سازمان تا حد مؤلفههایی بر آن کنترل دارد که بتواند به هدایت آنها بپردازد. محیط منبع تعیین کننده ماموریت، و تداوم بخش عملیات و وضعیت های تصمیم گیری در سازمان است. محیط دائماً در حال تغییر و تحول است. محیط تنها منبع تامین کننده داده های سازمان و تنها مصرف کننده ستادههای آن است.
شناخت مستمر محیط در چارچوب رویدادهای عمومی و اختصاصی برای موفقیت، بقا و توسعه سازمانها ضروری است. سازمانها در اصل بر اساس تصورات و دانستنیهای بنیانگذاران، مسؤولان و متخصصان آن شکل میگیرند. سازمانها در چارچوب محیط تصمیم گیری می کنند. سازمانها از هدفها، مأموریتها و استراتژیها و سیاستهای کلان محیط پیروی میکنند. مدیران سازمانها برای عرضه خدمات و محصولات خود، متناسب با نیازها، انتظارات و خواستههای جامعه باید شناخت مناسبی از محیط، ساختار، رفتار متغیرها، طبقهبندی و ساز و کار محیطی داشته باشند. هر چه شناخت از محیط بیشتر شود تصمیمات سازمانها بهتر میتواند در جهت اهداف محیط و ماموریت سازمان باشد.
در نتیجه انتظارات سیاستگذاران برای تبدیل سازمان به یک سیستم یادگیرنده برآورده خواهد شد. محیط حیات سازمان را ایجاد و با تحولات خود آن را با عدم اطمینان روبرو میکند.
محیط مرزهای سازمان را در چارچوب توانمندیها، مهارت ها و ادراکات مدیران سازمانها شکل میدهد. مرزهای محیطی و تنوع در طبقهبندی محیط سازمانها تا حد باورها، تصورات، انتظارها و اطلاعات مدیران شکل میگیرد. مؤلفههای محیط عمومی و ویژگیهای آن برای کلیه سازمانها یکسان است، اما مؤلفههای محیط اختصاصی برای هر سازمانی به آن سازمان اختصاص دارد. از این رو مدیران باید با بررسی مؤلفههای محیط عمومی دقیقا مؤلفههای محیطی را متناسب با ویژگیها و سازوکارهای ارایه شده بشناسند و در آن چارچوب به تدوین برنامهها و ارایه فرآوردهها بپردازند. درجه و شدت همگنی، ناهمگنی، سطوح تغییرات، پیچیدگی، شرایط محیطی، ماهیت تعامل، سازگاری و ناسازگاری واقعیتهای انکار ناپذیر برای عملکرد سازمانها محسوب میشوند و لذا تولیدات سازمانها باید با آنها متناسب باشند. شناخت ماهیت و انواع محیط، تبیین رفتار سازمانی و ارزیابی عملکردها کمک شایان توجهی در برقراری تعامل کارآمد و انطباقپذیری ماموریتها و هدفهای سازمانها با جامعه میکند. در پژوهشهای مرتبط به تفکر استراتژیک، معمولاً وقتی که به مطالعه تفکر در سطح سازمان یا بنگاه پرداخته میشود، سطح تحلیل به سطح عمومی سازمان فروکاهیده شده و کمتر به بررسی تفکر استراتژیک در سطح بنگاههای یک صنعت خاص پرداخته میشود. البته بدان معنا نیست که در مطالعه تفکر استراتژیک، اساساً به سطح عمومی سازمانها توجهی نشود، بلکه توجه به سطح صنعت نیز بسیار ضرورت دارد. هرچند عدّهای معتقدند که تدوین استراتژی برای صنعت خاص اهمیت ندارد، چون که ساختار و مرزهای صنعت تغییر میکند یا مطرح میشود که بازدهی یک سازمان تحت تأثیر موقعیت آن است، ولی هم نوع صنعت و هم موقعیت اهمیت دارد و نادیده گرفتن هر کدام بنگاه را با خطرات جدی مواجه میکند. تفکرات و مؤلفههای هر صنعت در توضیح تفاوت بازدهی صنایع مختلف نقش مهمی ایفا میکند. ماهیت محیط صنعت که بنگاهها درآن با هم رقابت می کنند، نقش مهمی در بازدهی و عملکرد سازمان دارد.
این پژوهش به بررسی این مسأله میپردازد که تلاطم محیطی چه تأثیری روی تفکر استراتژیک در بنگاههای کوچک و متوسط شهرستان کاشان دارد.
مهمترین هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تفکر استراتژیک در بنگاههای صنعتی منطقه کاشان میباشد تا بر اساس نتایج حاصله، بنگاهها به بهبود و ارتقای مؤلفههای استراتژیک، به واسطه عوامل محیطی بپردازد.
بررسی ارتباط بین تلاطم محیطی و تفکر استراتژیک
۱- بررسی رابطه پیچیدگی محیط فعالیت شرکت و تفکر استراتژیک
۲- بررسی رابطه تازگی نسبی در چالشهای محیطی و تفکر استراتژیک
۳- بررسی رابطه شفافیت محیط با تفکر استراتژیک
۴- بررسی رابطه سرعت تغییر چالشهای محیط و تفکر استراتژیک

هدفها
مهمترین هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تفکر استراتژیک در بنگاههای صنعتی منطقه کاشان میباشد تا بر اساس نتایج حاصله، بنگاهها به بهبود و ارتقای مؤلفههای استراتژیک، به واسطه عوامل محیطی بپردازد.
بررسی ارتباط بین تلاطم محیطی و تفکر استراتژیک
۱- بررسی رابطه پیچیدگی محیط فعالیت شرکت و تفکر استراتژیک
۲- بررسی رابطه تازگی نسبی در چالشهای محیطی و تفکر استراتژیک
۳- بررسی رابطه شفافیت محیط با تفکر استراتژیک
۴- بررسی رابطه سرعت تغییر چالشهای محیط و تفکر استراتژیک۱-۵- فرضیه ها
فرضیه اصلی:
بین تلاطم محیطی و تفکر استراتژیک ارتباط معنی دار وجود دارد.
فرضیه فرعی:
۱- بین پیچیدگی محیط فعالیت شرکت و تفکر استراتژیک ارتباط معنیدار وجود دارد.
۲- بین تازگی نسبی در چالشهای پی در پی که شرکت در محیط با آن مواجه است و تفکر استراتژیک ارتباط معنیدار وجود دارد.
۳- بین میزان روشن بودن آینده و تفکر استراتژیک ارتباط معنی دار وجود دارد.
۴- بین سرعت تغییر چالشهای محیط و تفکر استراتژیک ارتباط معنیدار وجود دارد.
مهمترین هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تفکر استراتژیک در بنگاههای صنعتی منطقه کاشان میباشد تا بر اساس نتایج حاصله، بنگاهها به بهبود و ارتقای مؤلفههای استراتژیک، به واسطه عوامل محیطی بپردازد.
بررسی ارتباط بین تلاطم محیطی و تفکر استراتژیک
۱- بررسی رابطه پیچیدگی محیط فعالیت شرکت و تفکر استراتژیک
۲- بررسی رابطه تازگی نسبی در چالشهای محیطی و تفکر استراتژیک
۳- بررسی رابطه شفافیت محیط با تفکر استراتژیک
۴- بررسی رابطه سرعت تغییر چالشهای محیط و تفکر استراتژیک

– سابقه و پیشینهی تحقیقات
تلاشهای متعددی صورت گرفته است تا مفهوم تفکر استراتژیک معنیدار شود (برای مثال: اوهمی، ۱۹۸۲؛ مینتزبرگ، ۱۹۹۴؛ استیسی، ۱۹۹۳؛ زابریسکی و هولمانتل، ۱۹۹۳؛ بیتس و دیلارد، ۱۹۹۳؛ ریمون، ۱۹۹۶؛ لیدتکا، ۱۹۹۸؛ ویلسو، ۱۹۹۴ و ۱۹۹۸؛ هراکیلوس، ۱۹۹۸؛ تورست، ۲۰۰۱؛ بون،۲۰۰۵) و پژوهشگرانی در صدد برآمدند که تفکر استراتژیک را بیشتر مفهومسازی و مدلهایی ارایه کنند تا به درک این موضوع کمک کنند. از نظر توکلی و لاوتون (۲۰۰۵) در نوشتههای مربوط به استراتژی، حتی توافقی در زمینهی تعریف روشن و مشخص تفکر استراتژیک برای اینکه معلوم شود، تفکر استراتژیک عملاً به چه معنی است، وجود ندارد.
در مورد ویژگیهای تفکر استراتژیک که در واقع محتوای تفکر استراتژیک را شکل میدهند، نویسندگان مختلف مواردی را متذکر شدهاند (برای مثال: پورتر، ۲۰۰۹). به ویژگیهایی که مربوط به عوامل فرایندی تفکر استراتژیک هستند، نویسندگانی چون لیدتکا (۱۹۹۸). به طور مشخص اشارههایی مهم داشته اند و افرادی مانند تورست (۲۰۰۱)، یون(۲۰۰۵)، توکلی و لاوتون(۲۰۰۵) نیز بر اهمیت عوامل فرایندی در فرایند تفکر استراتژیک تأکید کردهاند.
برخی نویسندگان عناصر اصلی تفکر استراتژیک را به صورت مشخص و در قالب یک الگوی مفهومی ارایه دادهاند مثلاً لیدکا برای تفکر استراتژیک پنج رکن اصلی نگرش سیستمی، عزم استراتژیک، پیشروی بر اساس رویکرد علمی، فرصت طلبی هوشمندانه و تفکر در زمان را پیشنهاد میکند. وی تفکر استراتژیک را مستلزم درک این عناصر و شناخت رابطه بین آنها میداند. این درک سازمان را توانمند سازد تابرای مشتری ارزش بیشتری نسبت به رقیب بیافریند، روشهای بدیع (و غیر قابل تقلیدی) را پیش گیرد و با تحولات و تغییرات محیط سازگاری ایجاد کند.
برخی نویسندگان دیگر تفکر استراتژیک در سازمان را در دو سطح به هم وابسته فردی و سازمانی در نظر میگیرند. سازمانهایی که با موفقیت توانستهاند تفکر استراتژیک را در سطوح فردی و سازمانی توسعه داده و انسجام بخشند، میتوانند شایستگی محوری برای مزیت رقابتی سازمانشان ایجاد کنند. براین اساس تفکر استراتژیک در سطح سازمان، نقش محوری در سلامت آتی سازمان دارد. (Tavakoli & Lawton, 2005: 155). از نظر این پژوهشگران تفکر استراتژیک در سطح سازمان زمینهای را فراهم میآورد که در آن تفکر استراتژیک فردی بتواند محقق شود. سازمان ها نیازمند ایجاد ساختارها، سیستمها و فرایندهایی هستند که بتوانند تعاملات استراتژیک را در قالب جلسات هم اندیشی استراتژیک در سطوح مختلف سازمان ترویج دهند و مشوق بروز و ظهور ابتکار و خلاقیت کارکنان با مشارکت دادن آنها در تعیین سرنوشت و استراتژی سازمان باشند (Iranzade & Ammari, 2008).
مهمترین هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تفکر استراتژیک در بنگاههای صنعتی منطقه کاشان میباشد تا بر اساس نتایج حاصله، بنگاهها به بهبود و ارتقای مؤلفههای استراتژیک، به واسطه عوامل محیطی بپردازد.
بررسی ارتباط بین تلاطم محیطی و تفکر استراتژیک
۱- بررسی رابطه پیچیدگی محیط فعالیت شرکت و تفکر استراتژیک
۲- بررسی رابطه تازگی نسبی در چالشهای محیطی و تفکر استراتژیک
۳- بررسی رابطه شفافیت محیط با تفکر استراتژیک
۴- بررسی رابطه سرعت تغییر چالشهای محیط و تفکر استراتژیک
