– ظرفیت استراتژیک
۱- هرگاه کار عملیاتی و استراتژیک برای جلب توجه مدیریت، با هم رقابت کننند، کار عملیاتی، کار استراتژیک را از دور رقابت خارج میکند.
۲- در هر زمان مشخص، مقاومت سیستماتیک، متناسب با اختلاف میان ظرفیت مورد نیاز کار جدید استراتژیک و ظرفیت موجود برای ادارهی آن است.
۳- هرگاه بودجهی استراتژیک به طور قابل توجهی افزایش یابد، ولی افزایشی در ظرفیت مدیریت رخ ندهد، بار کاری استراتژیک باعث تأخیرها، افزایش هزینهها و شکست های استراتژیک پروژه خواهد شد که میزان آن با سرعت افزایش بودجهی استراتژیک متناسب است.
در نگاه اول، در آیندهی نزدیک، مطلوب به نظر میرسد که در عین افزایش ظرفیت استراتژیک بخشی از ظرفیت عملیاتی را برای کار استراتژیک، ذخیره کنیم. اما این راه حل ممکن است مقاومت را افزایش دهد نه کاهش را به این علت که واحدهای عملیاتی برای کار استراتژیک تجهیزات خوبی ندارند.
جدول۲-۲- علل عدم کارآیی برنامه ریری استراتژیک
منبع، (انسف، ۱۳۷۵: ۲۳۵)
۲-۲-۴- عوامل مؤثر درشکست استراتژی
۱- فقدان فرصت: درون مایه اصلی استراتژی، فرصت است. موفقیتهای استراتژیک درفرصتها نهفتهاند و بدون فرصت هیچ موفقیتی در کار نخواهد بود. اغلب سازمانهایی که بدون دراختیارداشتن (درک) یک فرصت استراتژیک به حرکت های استراتژیک مبادرت میورزند، علیرغم تلاش و مساعی زیاد، سرانجام ناکام خواهند ماند. این مفهوم عمیق، زیربنای نظریه جدید برنامهریزی برمبنای خواسته است.
۲- عدم تشخیص صحیح گلوگاه: گلوگاه ها بستر تولد استراتژی ها هستند. برای موفقیت باید گلوگاههای اصلی دستیابی به اهداف استراتژیک را شناخت و راهکار استراتژیک را در جهت رفع آنها سازماندهی کرد. تشخیص غلط گلوگاه، استراتژی را منحرف کرده و به سوی موضوعات غیراستراتژیک متوجه خواهد ساخت.
۳- فقدان راهکار برتر: برای رفع گلوگاه و دستیابی به منافع نهفته در فرصت، راهکارهای متعددی وجود دارد. چنانچه این راهکارها در صحنه رقابت با هم قرار گیرند، راهکار برتر (مولد ارزش بالاترازدیدگاه مشتری) منافع استراتژیک را به خود اختصاص داده، راهکار فاقد برتری را به حاشیه بازارخواهد راند.
مهمترین هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تفکر استراتژیک در بنگاههای صنعتی منطقه کاشان میباشد تا بر اساس نتایج حاصله، بنگاهها به بهبود و ارتقای مؤلفههای استراتژیک، به واسطه عوامل محیطی بپردازد.
بررسی ارتباط بین تلاطم محیطی و تفکر استراتژیک
۱- بررسی رابطه پیچیدگی محیط فعالیت شرکت و تفکر استراتژیک
۲- بررسی رابطه تازگی نسبی در چالشهای محیطی و تفکر استراتژیک
۳- بررسی رابطه شفافیت محیط با تفکر استراتژیک
۴- بررسی رابطه سرعت تغییر چالشهای محیط و تفکر استراتژیک

– ویژگیهای تفکر
ویژگیهای تفکر عبارتند از:
۱- تفکر بدون تنظیم و ترتیب اطلاعات و معلومات موجود امکان ندارد.
۲- تفکر برای رسیدن به هدفی یا ارضای نیاز و تأمین منظوری انجام میگرد مانند حل معما یا جدول.
۳- تفکر به طور مستقیم قابل مشاهده نیست، بلکه از نتایجش مانند حل کردن یک مسأله یا مشکل میتوان وضع آن را دریافت. مثلاً هرگاه از شخصی بخواهیم معمایی را حل کند میتوانیم حرکات او را آشکارا مشاهده کنیم، یعنی از روی حرکتهایش بفهمیم که او فکر میکند.
۴- مردم در رفتار تفکر نیز مانند سایر رفتارها با یکدیگر تفاوت دارند.
۵- تفکر میتواند لذتبخش باشد.
۶- فرایند تفکر قابل راهنمایی و پرورش است و یادگیری از عوامل بسیار مؤثر در کیفیت آن میباشد.
۷- تفکر یک فرایند شناختی است که به وسیله رموز یا نشانههای[۱] نمایانگر اشیاء و حوادث، مشخص میشود.
۸- تفکر، شکل شناختی پیچیدهای از رفتار است که تنها در مرحله نسبتاًپیشرفتهای از رشد و تکامل انجام میگیرد. وقتی با یک مسأله خاص مواجه میشویم و تجربهها یا آموختههای ما برای حل آن کفایت نمیکنند. فرایند تفکر در ما آغاز میشود. پس تا مسألهای نباشد که حل آن، نیازی را ارضا میکند یا برای فرد خوشایند و رضایتبخش است، تفکری انجام نمیگیرد از این روی، حل مسأله را «تفکر مستقیم» یا «تفکر هدایت شده»[۲] و یا جهتدار مینامند که شامل استدلال (فرایند حل مسأله)، تفکر منطقی یا انتقادی، تخیل خلاق یا افکار تازه است.
هامفری[۳] آنچه را که امروز ما دربارهی تفکر میدانیم چنین خلاصه میکند:
۱ـ به تجربه میبینم که تفکر وقتی رخ میدهد که یک موجود زنده، انسان یا حیوان، یا مسألهای مواجه میشوید، مسألهای را تشخیص میدهد ومسألهای را حل میکند.
۲- مسأله، وضعی است که با دلایلی موجود زنده را از رسیدن به یک هدف باز میدارد.
۳- تفکر، نوعی ترکیب فعال چهرههایی است که هر یک قسمتی از وضع مسأله می باشد که اصولاً جدا هستند.
۴- تفکر، تجربهی گذشته را متضمن است، ولی اینکه تجربه قبلی چگونه در تفکر مورد استفاده قرار میگیرد، هنوز کاملاً برای روانشناسان روشن نشده است.
۵- هرگونه فعالیت اندیشهای در حیوان یا انسان، خواه آشکار یا پوشیده باشد، متضمن «آزمایش وخطا» است.
۶- انگیزش در تفکر مهم است و در حقیقت، هر نوع تفکر متوجه هدف است.
۷- زبان با تفکر برابر نیست، ولی در تفکر انسان بزرگترین کمک است.
«مسأله»، وضع تازهای است که فرد باخصایص آن آشنایی ندارد و تجربههایش برای برخورد با آن وضع، کافی نیستند و وی ناگزیر است فعالیتهای خاصی انجام دهد و راهها وروشهای گوناگونی در پیش گیرد تا بتواند آشنایی لازم را بدست آورد و آن (مسئله) را حل کند. تفکر متضمن یک عده اعمال وسیلهای با وساطتی است که بیشتر آنها به صورت کلمات و مفاهیمی میباشد. تفکر دارای آغاز، جهت، روش وپایان است و از عوامل زیر متأثر میشود:
در تفکر، دونوع انگیزه را باید از هم تشخیص داد:
[۱]– symbols
[۲]– thinking directed
[۳]– G. Humphrey
[۴]– werthimer
مهمترین هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تفکر استراتژیک در بنگاههای صنعتی منطقه کاشان میباشد تا بر اساس نتایج حاصله، بنگاهها به بهبود و ارتقای مؤلفههای استراتژیک، به واسطه عوامل محیطی بپردازد.
بررسی ارتباط بین تلاطم محیطی و تفکر استراتژیک
۱- بررسی رابطه پیچیدگی محیط فعالیت شرکت و تفکر استراتژیک
۲- بررسی رابطه تازگی نسبی در چالشهای محیطی و تفکر استراتژیک
۳- بررسی رابطه شفافیت محیط با تفکر استراتژیک
۴- بررسی رابطه سرعت تغییر چالشهای محیط و تفکر استراتژیک

تفکر استراتژیک
۲-۳-۱- ضرورت تفکر استراتژیک
هر چند درحوزه نظری مدیریت استراتژیک، تعاریف متعددی برای بیان مفهوم تفکر استراتژیک وجود دارد، اما تفکر استراتژیک تدوین هنرمندانه استراتژی بر مبنای خلاقیت، کشف و فهم عوامل ارزش ساز در کسب و کار است. تفکر استراتژیک با انعکاس ماهیت عمیق یک عمل و چالشهای اساسی آن آغاز میشود. این تفکر با درک، تمرکز و زمانبندی آغاز میشود. تمرکز به این معنی است که توجه خود را به کجا معطوف کنیم. چه چیزی در واقع مهم و اساسی است؟ فراموش کردن چه چیزی به معنی به خطر انداختن موفقیت شرکت است؟ تفکر استراتژیک به مسایل بنیادین میپردازد (Stacey, 1996, P. 182). تفکر استراتژیک مبنای طراحی آینده سازمان است (Zahra, 2012, P. 219). تفکر استراتژیک، مهارت معماری استراتژیک یک سازمان است که فرصتها و ظرفیتهای قابل تبدیل را به منفعت استراتژیک تبدیل میکند و موجب کاهش عدم اطمینان میشود (Weber, 1984, P. 60). متفکران استراتژیک با درک و بصیرت محیط، مزیت رقابتی برای سازمان ایجاد میکنند (Linkow, 1999, P. 182). تفکر استراتژیک به عنوان فرآیندی است که به واسطه آن، مدیران با نگریستن از بالا به بحرانها و فرآیندهای روزانه مدیریتی، دیدگاه متفاوتی از سازمان و محیط متغیر آن کسب می کنند.
۲-۳-۲- تعریف تفکر
۲-۳-۲-۱- تعریف تفکر
تفکر شامل انجام عملیات ذهنی بر روی اطلاعاتی است که احساس میکنیم، درک مینماییم، میآموزیم و میاندوزیم. از تحقیقات به عمل آمده دربارهی «تفکر» چنین نتیجه میشود که تفکر تنها بعد از گذشت مراحلی از رشد و تکامل رفتار آغاز میشود و انجام میگیرد. هرگونه تفکر مستلزم وجود محرک است (هاضمن و دیگران، ۱۳۷۹: ۳۰۸). فرایند تفکر طبق قواعد خاص پیش میرود. با وجود تحقیقات تجربی دربارهی فرایند تفکر در انسان هنوز مجهولات زیادی وجود دارند که مورد مطالعه روانشناسان میباشند. تفکر در انسان، متضمن نشانهها و رموز (سمبلها) است.
مهمترین هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تفکر استراتژیک در بنگاههای صنعتی منطقه کاشان میباشد تا بر اساس نتایج حاصله، بنگاهها به بهبود و ارتقای مؤلفههای استراتژیک، به واسطه عوامل محیطی بپردازد.
بررسی ارتباط بین تلاطم محیطی و تفکر استراتژیک
۱- بررسی رابطه پیچیدگی محیط فعالیت شرکت و تفکر استراتژیک
۲- بررسی رابطه تازگی نسبی در چالشهای محیطی و تفکر استراتژیک
۳- بررسی رابطه شفافیت محیط با تفکر استراتژیک
۴- بررسی رابطه سرعت تغییر چالشهای محیط و تفکر استراتژیک

تعریف تفکر
۲-۳-۲-۱- تعریف تفکر
تفکر شامل انجام عملیات ذهنی بر روی اطلاعاتی است که احساس میکنیم، درک مینماییم، میآموزیم و میاندوزیم. از تحقیقات به عمل آمده دربارهی «تفکر» چنین نتیجه میشود که تفکر تنها بعد از گذشت مراحلی از رشد و تکامل رفتار آغاز میشود و انجام میگیرد. هرگونه تفکر مستلزم وجود محرک است (هاضمن و دیگران، ۱۳۷۹: ۳۰۸). فرایند تفکر طبق قواعد خاص پیش میرود. با وجود تحقیقات تجربی دربارهی فرایند تفکر در انسان هنوز مجهولات زیادی وجود دارند که مورد مطالعه روانشناسان میباشند. تفکر در انسان، متضمن نشانهها و رموز (سمبلها) است.
برخی ابراز میدارند که چون فرایند تفکر از لحاظ زمان در کرانه پایانی پردازش اطلاعات قرار میگیرد و چون تفکر اساساً مقولهای پیچیده است، مطالعهی آن فراتر از سطح مفهومی و مهارت تکنیکی ماست. لذا بسیاری از ویژگیهای فرایند تفکر همچنان پوشیده مانده است. تفکر فرایندی است که بدان وسیله یک بازنمای ذهنی جدید از طریق تبدیل اطلاعات و تعامل پیچیده بین صفات ذهنی داوری، انتزاع، استدلال، تصور و حل مسئله تشکیل میگردد. تفکر، فراگیرترین عنصر از میان عناصر سه گانه فرایند تفکر است و خصوصیت آن بیشتر جامعیت است تا فراگیری. در مورد اینکه تفکر یک فعالیت «درونی» است، یا تنها تا آنجا وجود دارد که از لحاظ رفتاری قابل اندازهگیری است، هنوز مشاجراتی وجود دارد. در باب تفکر سه ایده اساسی وجود دارد: تفکر شناختی است، یعنی «به طور درونی» در ذهن رخ میدهد، ولی از رفتار قابل استنباط است. تفکر فرایندی است که متضمن برخی دستکاریهای دانش در سیستم شناختی است، در حالی که انسان حرکتش را مورد تأمل قرار میدهد خاطرات گذشته با اطلاعات فعلی ترکیب شده و دانش او را در مورد موقعیت تغییر میدهد. تفکر به سمت رفتار و منجر به آن میشود، تا مشکلی «حل» گردد یا به سمت یک راه حل جهتگیری دارد. گیلفورد تفکر را رفتار رمزی (سمبولیک) تعریف میکند، زیرا هرگونه تفکر با علامتهایی سرو کار دارد که جانشین اشیاء هستند. درحقیقت وقتی یک نفر فکر میکند یعنی میتواند به وسیله نمایندگان رمزی (سمبولیک) اشیای خارجی و حوادث به آنها بپردازد که عمدتاً صورتهای ذهنی و کلمات هستند که به آنها اطلاق میشوند. به عبارت دیگر تفکر به انسان امکان میدهد که اشیاء و حوادث را نه در دنیای واقعی و عینی بلکه در عالم رموز ببیند و میان آنها ارتباط برقرار کند. در واقع احساس، شخص را از وجود چیزی آگاه میکند، اندیشه، ماهیت آن چیز را روشن میسازد و عواطف و احساسات میگویند که آیا آن چیز، مطلوب است یا نامطلوب و پذیرفتنی است یا طرد شدنی.
مهمترین هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تفکر استراتژیک در بنگاههای صنعتی منطقه کاشان میباشد تا بر اساس نتایج حاصله، بنگاهها به بهبود و ارتقای مؤلفههای استراتژیک، به واسطه عوامل محیطی بپردازد.
بررسی ارتباط بین تلاطم محیطی و تفکر استراتژیک
۱- بررسی رابطه پیچیدگی محیط فعالیت شرکت و تفکر استراتژیک
۲- بررسی رابطه تازگی نسبی در چالشهای محیطی و تفکر استراتژیک
۳- بررسی رابطه شفافیت محیط با تفکر استراتژیک
۴- بررسی رابطه سرعت تغییر چالشهای محیط و تفکر استراتژیک

– جدایی طراحی از اجرا
جریان دیگری که در نگاه مرسوم به استراتژی موجود است این است که مهارتهایی را که برای طراحی استراتژی (تحلیلی) در اول کار لازم هستند، از آنچه در شرایط عینی در جریان رسیدن به اهداف به کار میآید (عملی) از هم جدا ساخته است. جدایی بین تجزیه و تحلیل و عمل به صورت بدیهی یک امر مصنوعی است. استراتژی چیزی نیست که آغاز شود و پایان یابد، بلکه یک فرایند مداوم از تعریف مجدد و اقدام مجدد است.
۲-۲-۷-۳- تفکر غیرخطی
پدیدهها و وقایع در جهان واقعیت همیشه از یک الگوی خطی پیروی نمیکنند، از این رو مطلوبترین وسیله، خرد کردن عناصر متشکله یک موقعیت و تلقی الگوی مورد نظر از هر یک از آنها، یک روش شناسی گام به گام نظیر تجزیه و تحلیل سیستمها نیست، بالعکس، همان ابزار نهایی و غیر خطی یعنی مغز انسان است. بنابراین تفکر درست استراتژیک به شدت با رویکرد مکانیکی سیستمهای مرسوم که مبتنی بر تفکر خطی هستند در تقابل قرار میگیرد و البته با رویکردی که همه چیز را شهودی و حسی و رسیدن به نتیجه را بدون نیاز به هرگونه تجزیه و تحلیل میداند مخالف است. وقتی که انتظار بر این است که آینده بر اساس الگویی کاملاً خطی بنا شود، استراتژی جایگاه مشخصی در مجموعه امور پیدا میکند. اکنون که مشخص بودن کامل هر چیز با تردید رو به رو شده است، نظرگاههای تازهای مورد نیاز است. حتی تلقی مرسوم انسان از زمان به زیر سؤال رفته است.
مهمترین هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر تفکر استراتژیک در بنگاههای صنعتی منطقه کاشان میباشد تا بر اساس نتایج حاصله، بنگاهها به بهبود و ارتقای مؤلفههای استراتژیک، به واسطه عوامل محیطی بپردازد.
بررسی ارتباط بین تلاطم محیطی و تفکر استراتژیک
۱- بررسی رابطه پیچیدگی محیط فعالیت شرکت و تفکر استراتژیک
۲- بررسی رابطه تازگی نسبی در چالشهای محیطی و تفکر استراتژیک
۳- بررسی رابطه شفافیت محیط با تفکر استراتژیک
۴- بررسی رابطه سرعت تغییر چالشهای محیط و تفکر استراتژیک
